- نتایج روز نخست کنگره انکولوژی مادرید
- سرب و سرطان؛ خطرات پنهان مسمومیت با سرب و راههای پیشگیری
- از سنجش کیفیت تا بهبود مراقبت سرطان؛ تجربه یک دهه QOPI در اسپانیا
- افتتاح شعبه اصفهان انجمن توسعه و نوآوری اجتماعی ایران
- یک کشف مهم از دل پاندمی: آیا آنفلوانزا و کووید-۱۹ میتوانند سرطان خفته را در ریه بیدار کنند؟
- وقتی باورهای غلط، درمان سرطان را به تأخیر میاندازند؛ هشدار یک رادیوانکولوژیست
- روز پرستار؛ از همراهی در مسیر سرطان تا امید به سلامتی
- غربالگری سرطان پستان در کشور به ۲۳.۵ درصد رسید
- پالبوسیکلیب؛ آیا زمان حذف شیمیدرمانی در سرطان پستان لومینال فرا رسیده است؟
- داراکسونراسیب؛ تحولی نو در درمان هدفمند سرطان ریه با جهش RAS
- از نوبل پزشکی ۲۰۲۶ تا درمان سرطان؛ آیا نور میتواند سرطان را خاموش کند؟
- برگزاری کنفرانس علمی HPV در بیمارستان لاله؛ بررسی تازهترین رویکردهای تشخیص و درمان
- سرطان پستان؛ اهمیت تشخیص زودهنگام و پیشگیری
- آمیوانتاماب در سرطان ریه با جهش اگزون ۲۰ EGFR؛ نتایج نهایی مطالعه PAPILLON چه میگویند؟
- پزشکی را نمیتوان به الگوریتمها سپرد؛ هوش مصنوعی جایگزین رابطه پزشک و بیمار نمیشود
نتایج روز نخست کنگره انکولوژی مادرید
کنگره ESMO 2026 در مادرید، در روایت ارائهشده از دادههای روز نخست، فرصتی برای بازاندیشی در یکی از بنیادیترین پرسشهای انکولوژی مدرن فراهم میکند: کدامیک از دستاوردهای آماری مطالعات بالینی، واقعاً به بهبود معنادار پیامدهای بیماران منجر میشوند؟
در تفسیر شواهد انکولوژی، مشاهده بهبود در یک نقطه پایانی بهتنهایی برای تغییر استاندارد درمان کافی نیست. بلوغ دادهها، اندازه سود مطلق، پایداری اثر درمان، پروفایل سمیت، کیفیت زندگی و اعتبار نقاط پایانی جایگزین، همگی در تعیین ارزش واقعی یک مداخله درمانی نقش دارند.
مرور محورهای مطرحشده در این گزارش، دو روند مهم را برجسته میکند: نخست، نتایجی که با طولانیتر شدن پیگیری، شواهد قانعکنندهتری از بهبود بقای کلی (OS) ارائه میکنند؛ و دوم، مطالعاتی که نشان میدهند بهبود در نقاط پایانی مانند بقای بدون پیشرفت بیماری (PFS) یا پاسخ کامل پاتولوژیک (pCR)، لزوماً به معنای افزایش بقا یا بهبود قطعی پیامدهای بلندمدت نیست.
از این منظر، ارزش یک مطالعه نه صرفاً در میزان کاهش خطر نسبی، بلکه در پاسخ به سه پرسش اساسی نهفته است: بیمار چه میزان سود مطلق به دست میآورد؟ این سود با چه هزینهای از نظر سمیت و کیفیت زندگی حاصل میشود؟ و آیا شواهد موجود برای تغییر رویه بالینی کفایت میکنند؟
۱. سرطان پستان پیشرفته HR+/HER2−؛ مطالعه PANKU-Breast01
Iza-bren؛ رویکردی جدید در بیماری مقاوم به مهارکنندههای CDK4/6
در سرطان پستان پیشرفته با گیرنده هورمونی مثبت و HER2 منفی، مقاومت اکتسابی به مهارکنندههای CDK4/6 یکی از چالشهای مهم درمان در خطوط بعدی است. در این زمینه، ارزیابی کونژوگههای آنتیبادی ـ دارو (ADC) با هدفگیری EGFR و HER3، از منظر یافتن راهبردهایی با مکانیسم اثر متفاوت اهمیت دارد.
بر اساس دادههای ارائهشده در متن اولیه از مطالعه PANKU-Breast01، درمان با Iza-bren با بهبود بقای بدون پیشرفت بیماری همراه بوده است.
دادههای گزارششده:
-
میانه PFS: برابر با ۸٫۲ ماه در برابر ۴ ماه؛ HR برابر با ۰٫۴۱ (95% CI: 0.33–0.53؛ p<0.0001).
-
نرخ پاسخ عینی (ORR): برابر با ۴۰٫۵ درصد در برابر ۲۰٫۲ درصد.
-
قطع درمان بهدلیل عوارض ناخواسته مرتبط با درمان: ۱٫۶ درصد.
-
بروز بیماری بینابینی ریه (ILD): برابر با ۱٫۱ درصد.
تفسیر بالینی
اندازه اثر گزارششده بر PFS، در صورت تأیید در گزارش رسمی مطالعه، از یک سیگنال درمانی قابلتوجه حکایت دارد. بااینحال، تعیین جایگاه واقعی دارو در توالی درمان، به بررسی دادههای بقای کلی، دوام پاسخ، کیفیت زندگی و سمیت تجمعی نیاز دارد.
پایین بودن نرخ قطع درمان نیز بهتنهایی برای نتیجهگیری درباره ایمنی کافی نیست؛ بهویژه در مورد ADCهایی که احتمال عوارض ریوی دارند. پایش بالینی و تشخیص زودهنگام ILD باید بخشی از برنامه مدیریت درمان باشد.
پیام بالینی: این رویکرد میتواند گزینهای قابل بررسی برای بیماری مقاوم به درمانهای متداول باشد، اما تعیین جایگاه آن در استاندارد درمان به مجموعه شواهد اثربخشی و ایمنی وابسته است.
۲. سرطان پروستات متاستاتیک حساس به کاستراسیون؛ مطالعه PEACE-1
تشدید درمان اولیه؛ اهمیت اثبات سود پایدار در بقای کلی
درمان سرطان پروستات متاستاتیک حساس به کاستراسیون (mCSPC) در سالهای اخیر از تکدرمانی مبتنی بر محرومیت آندروژنی به سمت ترکیبهای درمانی مؤثرتر حرکت کرده است. پرسش اصلی، میزان سود بلندمدت، جمعیتهایی است که بیشترین منفعت را میبرند و نسبت سود به سمیت.
بر اساس ارقام ارائهشده در متن اولیه برای پیگیری بلندمدت PEACE-1، افزودن Abiraterone به درمان محرومیت آندروژنی (ADT) و Docetaxel با بهبود بقای کلی همراه بوده است.
دادههای گزارششده:
-
میانه OS: برابر با ۶٫۲ سال در برابر ۴٫۴ سال.
-
HR برای مرگ: برابر با ۰٫۶۸ (95% CI: 0.56–0.82).
-
بقای هشتساله: برابر با ۴۰٫۳ درصد در برابر ۲۷٫۱ درصد.
-
آزمون تعامل بر اساس حجم تومور: P interaction = 0.56.
تفسیر بالینی
در صورت تأیید این نتایج در تحلیل نهایی، تفاوت ۱٫۸ ساله در میانه بقای کلی از نظر بالینی قابلتوجه خواهد بود. اهمیت این یافته در آن است که تصمیمگیری درباره تشدید درمان را از کنترل زودهنگام بیماری فراتر میبرد و بر پیامدهای بلندمدت متمرکز میکند.
انتخاب رژیم ترکیبی باید با توجه به وضعیت عملکردی بیمار، بیماریهای همراه، تحمل درمان و ترجیحات فردی انجام شود. همچنین، نبود شواهد تعامل آماری بر اساس حجم تومور، بهتنهایی اثباتکننده یکسان بودن اندازه اثر در تمام زیرگروهها نیست.
پیام بالینی: در بیمار مناسب، بررسی تشدید درمان از ابتدای مسیر درمانی باید بخشی از تصمیمگیری باشد؛ تصمیمی مبتنی بر شواهد معتبر و ارزیابی فردمحور.
۳. آدنوکارسینوم متاستاتیک پانکراس؛ مطالعه RASolute 302
Daraxonrasib؛ ارزیابی یک سیگنال بالقوه مهم در درمان هدفمند
سرطان پانکراس متاستاتیک همچنان از بدخیمیهایی است که دستیابی به بهبود پایدار بقا در آن با دشواریهای قابلتوجه همراه است. بنابراین، هرگونه گزارش از افزایش بقای کلی در بیماران پیشدرمانشده، نیازمند توجه ویژه و ارزیابی دقیق کیفیت شواهد است.
بر اساس دادههای ارائهشده در متن اولیه، Daraxonrasib خوراکی در مقایسه با شیمیدرمانی با بهبود OS و PFS همراه بوده است.
دادههای گزارششده:
-
میانه OS: برابر با ۱۳٫۲ ماه در برابر ۶٫۷ ماه؛ HR برابر با ۰٫۴۰ (95% CI: 0.30–0.53؛ p<0.0001).
-
میانه PFS: برابر با ۷٫۲ ماه در برابر ۳٫۶ ماه؛ HR برابر با ۰٫۴۹.
-
نرخ پاسخ عینی: برابر با ۳۰ درصد در برابر ۱۱ درصد.
-
عوارض ناخواسته درجه ۳ یا بالاتر: برابر با ۴۳٫۶ درصد در برابر ۵۷٫۵ درصد.
تفسیر بالینی
در صورت تأیید صحت و بلوغ این دادهها، تفاوت گزارششده در بقای کلی میتواند از نظر بالینی مهم باشد. همزمانی بهبود OS، PFS و نرخ پاسخ نیز تصویری منسجمتر از اثربخشی درمان ارائه میدهد؛ هرچند برای قضاوت نهایی، بررسی طراحی مطالعه، جمعیت بیماران، درمانهای پس از پیشرفت بیماری و تحلیل کامل ایمنی ضروری است.
در مورد عوارضی مانند راش و استوماتیت نیز باید میان قابلیت مدیریت بالینی و بیاهمیت بودن سمیت تمایز قائل شد. مدیریت پیشگیرانه و درمان بهموقع عوارض میتواند در حفظ تداوم درمان و کیفیت زندگی نقش داشته باشد.
پیام بالینی: این یافتهها، در صورت تأیید مستقل و انتشار کامل نتایج، میتوانند جایگاه درمان هدفمند را در سرطان پانکراس تغییر دهند؛ اما اعلام تغییر استاندارد درمان باید پس از بررسی جامع شواهد انجام شود.
۴. سرطان پستان اولیه HR+/HER2−؛ مطالعه NATALEE
Ribociclib در درمان ادجوانت؛ از کاهش عود تا ارزیابی سود بقای بلندمدت
یکی از پرسشهای مهم در درمان ادجوانت سرطان پستان این است که آیا کاهش خطر عود در طولانیمدت به افزایش بقای کلی نیز منجر میشود یا خیر. این موضوع در بیمارانی که احتمال بقای طولانیمدت بالایی دارند، اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا بهبود نسبی ممکن است با تفاوت مطلق محدود همراه باشد.
بر اساس ارقام گزارششده در متن اولیه از پیگیری ششساله NATALEE، افزودن Ribociclib به هورموندرمانی در بیماران مبتلا به سرطان پستان اولیه HR+/HER2− با بهبود پیامدهای بیماری همراه بوده است.
دادههای گزارششده:
-
بقای بدون بیماری تهاجمی (iDFS) در شش سال: ۸۵٫۳ درصد در برابر ۷۷٫۹ درصد؛ HR برابر با ۰٫۷۴۱ (95% CI: 0.646–0.849).
-
بقای کلی (OS) در شش سال: ۹۱٫۹ درصد در برابر ۸۹٫۷ درصد؛ HR برابر با ۰٫۸۰۹ (95% CI: 0.661–0.989).
-
بقای اختصاصی سرطان پستان (BCSS): HR برابر با ۰٫۷۰۶.
تفسیر بالینی
دادههای طولانیمدت در درمان ادجوانت اهمیت ویژهای دارند؛ زیرا ارزیابی سود واقعی مداخله باید در کنار خطر عود دیرهنگام، احتمال سمیت و مدت مواجهه با درمان انجام شود.
تفاوت مطلق گزارششده در OS برابر با ۲٫۲ واحد درصد است؛ رقمی که باید در کنار برآورد نسبی اثر، فاصله اطمینان، بلوغ دادهها و مدت پیگیری تفسیر شود. در تصمیمگیری فردی، خطر پایه عود، ویژگیهای پاتولوژیک تومور، تحمل درمان و ترجیح بیمار نیز تعیینکنندهاند.
پیام بالینی: شواهد بلندمدت میتوانند در انتخاب درمان ادجوانت نقش مهمی داشته باشند؛ بااینحال، توصیه درمان باید بر اساس میزان خطر عود و سود مطلق مورد انتظار برای هر بیمار صورت گیرد.
۵. سرطان معده و محل اتصال معده به مری HER2 مثبت؛ مطالعه HORIZON-GEA-01
Zanidatamab؛ ارزیابی نسل جدید درمانهای هدفمند HER2
در سرطان معده و محل اتصال معده به مری HER2 مثبت، بهبود نتایج درمان خط اول همچنان یکی از اولویتهای پژوهش بالینی است. توسعه آنتیبادیهای هدفمند با ویژگیهای مولکولی متفاوت، این پرسش را مطرح میکند که آیا میتوان با حفظ قابلیت مدیریت درمان، سود بیشتری نسبت به رژیمهای تثبیتشده به دست آورد.
بر اساس دادههای ارائهشده در متن اولیه، ترکیب Zanidatamab و شیمیدرمانی با بهبود بقای کلی در مقایسه با تراستوزوماب و شیمیدرمانی همراه بوده است.
دادههای گزارششده:
-
میانه OS: برابر با ۲۲٫۹ ماه در برابر ۱۹٫۶ ماه؛ HR برابر با ۰٫۷۶ (95% CI: 0.62–0.93؛ p=0.0088).
-
در رژیم حاوی Tislelizumab، میانه OS برابر با ۲۷ ماه گزارش شده است؛ در مقایسه با ۲۲٫۹ ماه، HR برابر با ۰٫۸۱ و p=0.0502.
تفسیر بالینی
نتیجه بازوی Zanidatamab بههمراه شیمیدرمانی، در صورت تأیید، از بهبود بقای کلی نسبت به درمان مقایسهای حمایت میکند. بااینحال، تفسیر نتایج بازوی حاوی Tislelizumab نیازمند دقت بیشتری است؛ زیرا مقدار p گزارششده در مرز متداول معناداری آماری قرار دارد و باید با توجه به طرح آزمون، تعدیل چندگانگی و تحلیل نهایی مطالعه تفسیر شود.
مقایسه نتایج دو بازوی فعال نیز نباید بدون توجه به طراحی مطالعه و ساختار مقایسههای از پیش تعیینشده، به نتیجهگیری قطعی درباره برتری یک رژیم بر دیگری منجر شود.
پیام بالینی: این رویکرد میتواند افق درمان هدفمند HER2 را گسترش دهد، اما تعیین جایگاه دقیق آن به تأیید نتایج، ارزیابی ایمنی و بررسی سود در زیرگروههای مختلف وابسته است.
۶. سرطان پستان HR مثبت؛ مطالعه NSABP B-42
تمدید مهار آروماتاز؛ سود در کاهش عود، بدون اثبات بهبود بقای کلی
درمان هورمونال طولانیمدت در سرطان پستان HR مثبت، نمونهای از پیچیدگی تصمیمگیری مبتنی بر خطر است. کاهش عود دیرهنگام میتواند برای برخی بیماران ارزش بالینی مهمی داشته باشد، اما این منفعت باید در کنار احتمال عوارض، کیفیت زندگی و شواهد مربوط به بقای کلی سنجیده شود.
در پیگیری ۱۵ ساله گزارششده از NSABP B-42، ادامه Letrozole با کاهش عود دوردست و بهبود بقای بدون بیماری همراه بوده است؛ بااینحال، بهبود معناداری در بقای کلی مشاهده نشده است.
دادههای گزارششده:
-
عود دوردست: HR برابر با ۰٫۷۲؛ کاهش مطلق گزارششده ۲٫۸ واحد درصد.
-
بقای بدون بیماری (DFS): HR برابر با ۰٫۸۵؛ تفاوت مطلق گزارششده ۵٫۱ واحد درصد.
-
بقای کلی: HR برابر با ۰٫۹۲ (95% CI: 0.79–1.08).
-
در بیماران دارای درگیری غدد لنفاوی، کاهش مطلق گزارششده در عود دوردست ۴٫۴ واحد درصد بوده است.
تفسیر بالینی
نبود بهبود اثباتشده در OS به معنای فقدان هرگونه منفعت نیست؛ همانطور که بهبود DFS نیز بهتنهایی تمدید درمان را برای تمام بیماران توجیه نمیکند.
در بیمارانی با خطر بالاتر عود دیرهنگام، بهویژه در حضور درگیری غدد لنفاوی، منفعت مطلق احتمالی میتواند بیشتر باشد. در مقابل، خطر پوکی استخوان، شکستگی، دردهای اسکلتی ـ عضلانی و اثر درمان بر کیفیت زندگی باید در تصمیم نهایی لحاظ شود.
پیام بالینی: تمدید هورموندرمانی باید تصمیمی فردمحور باشد که برآورد خطر عود، سود مطلق مورد انتظار، تحمل درمان و ترجیحات بیمار را همزمان در نظر بگیرد.
۷. سرطان مثانه با تهاجم به عضله؛ مطالعه KEYNOTE-866
پمبرولیزوماب و شیمیدرمانی نئوادجوانت؛ چرا افزایش pCR کافی نبود؟
یکی از مهمترین درسهای تفسیر کارآزماییهای انکولوژی، تمایز میان پاسخ پاتولوژیک و پیامدهای نهایی بیمارمحور است. پاسخ کامل پاتولوژیک (pCR) میتواند شاخصی ارزشمند از فعالیت ضدتوموری باشد، اما اعتبار آن بهعنوان جانشین بقای بدون رویداد یا بقای کلی به نوع تومور، زمینه درمان و شواهد مطالعات وابسته است.
بر اساس نتایج گزارششده در متن اولیه از KEYNOTE-866 در سرطان مثانه با تهاجم به عضله (MIBC)، افزودن پمبرولیزوماب به شیمیدرمانی نئوادجوانت نرخ pCR را افزایش داده است؛ اما این افزایش با بهبود اثباتشده در نقاط پایانی بقا همراه نبوده است.
دادههای گزارششده:
-
نرخ pCR: برابر با ۴۴٫۴ درصد در برابر ۳۵٫۸ درصد.
-
بقای بدون رویداد (EFS): HR برابر با ۰٫۸۸ (95% CI: 0.71–1.10؛ p=0.1366).
-
بقای کلی: HR برابر با ۱٫۰۰ (95% CI: 0.79–1.27).
تفسیر بالینی
این نتایج، در صورت تأیید در گزارش رسمی مطالعه، بر ضرورت تفکیک فعالیت زیستی دارو از اثربخشی بالینی نهایی تأکید میکنند. افزایش pCR، بهویژه هنگامی که نقطه پایانی اولیه مطالعه محقق نشده است، برای اثبات سود درمانی کافی نیست.
البته، نبود معناداری آماری بهتنهایی اثباتکننده نبود هرگونه اثر نیست؛ فاصله اطمینان و توان آماری مطالعه نیز باید در تفسیر لحاظ شوند. بااینحال، دادههای گزارششده شواهدی برای نتیجهگیری قطعی درباره بهبود EFS یا OS فراهم نمیکنند.
پیام بالینی: در نبود شواهد کافی از بهبود پیامدهای بالینی، افزایش pCR بهتنهایی مبنای مناسبی برای تغییر استاندارد درمان محسوب نمیشود.
۸. سرطان پستان اولیه HR مثبت با بیان پایین HER2؛ مطالعه TALENT
Trastuzumab deruxtecan؛ محدودیتهای تعمیم شواهد به بیماری زودرس
موفقیت یک دارو در بیماری متاستاتیک، الزاماً به معنای اثربخشی مشابه آن در مرحله اولیه بیماری نیست. تفاوت در زیستشناسی تومور، بار بیماری، هدف درمان و معیارهای سنجش پاسخ میتواند بر میزان سود یک مداخله اثر بگذارد.
در مطالعه فاز دوم TALENT، استفاده از Trastuzumab deruxtecan (T-DXd) در سرطان پستان اولیه HER2-low با نرخ پایین پاسخ کامل پاتولوژیک همراه بوده است.
دادههای گزارششده:
-
نرخ pCR در بازوهای مختلف: حدود ۳ تا ۹ درصد.
-
نرخ پاسخ باقیمانده بیماری در طبقات RCB 0/I: حدود ۱۶ تا ۱۷ درصد.
تفسیر بالینی
این یافتهها بهتنهایی برای رد اثربخشی T-DXd در تمام موقعیتهای بیماری زودرس کافی نیستند؛ اما نشان میدهند که جایگاه این دارو در درمان نئوادجوانت سرطان پستان HER2-low هنوز به شواهد بیشتری نیاز دارد.
در تفسیر یک مطالعه فاز دوم، باید به حجم نمونه، طراحی بازوها، ویژگیهای بیماران، درمانهای مقایسهای و ارتباط پاسخ پاتولوژیک با پیامدهای بلندمدت توجه کرد. تعمیم نتایج به جمعیتهای دیگر یا استفاده از آنها برای تصمیمگیری قطعی بالینی، بدون شواهد تکمیلی، موجه نیست.
پیام بالینی: در بیماری اولیه HER2-low، انتخاب T-DXd بهعنوان درمان نئوادجوانت را نمیتوان صرفاً بر اساس موفقیت آن در بیماری پیشرفته توجیه کرد؛ جایگاه این راهبرد باید بر مبنای دادههای اختصاصی همان مرحله بیماری تعیین شود.
جمعبندی روز نخست؛ چه چیزی برای تصمیمگیری بالینی اهمیت دارد؟
مرور این مجموعه از مطالعات، یک اصل بنیادین را بار دیگر برجسته میکند: در انکولوژی، ارزش یک درمان با یک عدد یا یک نقطه پایانی تعریف نمیشود؛ بلکه حاصل همزمانی اثربخشی، دوام اثر، ایمنی، کیفیت زندگی و قابلیت تعمیم شواهد به بیمار واقعی است.
از یک سو، نتایج گزارششده از PEACE-1، NATALEE و RASolute 302 بر اهمیت پیگیری طولانیمدت و ارزیابی بقای کلی تأکید دارند. از سوی دیگر، مطالعات KEYNOTE-866 و TALENT ضرورت احتیاط در تفسیر نقاط پایانی جایگزین و تعمیم نتایج میان مراحل مختلف بیماری را یادآوری میکنند.
دادههای PANKU-Breast01 و HORIZON-GEA-01 نیز نشان میدهند که ارزیابی درمانهای جدید باید فراتر از اندازه اثر اولیه و با توجه به بلوغ دادهها و جایگاه درمان در توالی استاندارد انجام شود. در نهایت، NSABP B-42 نمونهای از ضرورت تصمیمگیری فردمحور بر اساس سود مطلق و خطر عوارض درمان طولانیمدت است.
برای انکولوژیست، تفسیر صحیح یک کارآزمایی بالینی مستلزم پاسخ به چند پرسش مشخص است:
-
آیا نقطه پایانی اولیه مطالعه محقق شده است؟
-
آیا اثر مشاهدهشده از نظر آماری معتبر و از نظر بالینی معنادار است؟
-
اندازه سود مطلق چقدر است و در چه جمعیتی حاصل شده است؟
-
آیا بهبود در نقطه پایانی جایگزین با شواهد معتبر از بهبود بقا پشتیبانی میشود؟
-
هزینه درمان از نظر سمیت، کیفیت زندگی و بار درمانی چیست؟
-
آیا دادهها برای تغییر استاندارد درمان کافیاند یا به پیگیری و تأیید بیشتر نیاز دارند؟
پیام نهایی روز نخست
پیشرفت در انکولوژی صرفاً به معنای دستیابی به پاسخ بیشتر یا کاهش خطر نسبی نیست. هدف نهایی، افزایش طول و کیفیت زندگی بیماران با درمانی است که سود آن بهدرستی اندازهگیری و در برابر هزینههای بالینی آن سنجیده شده باشد.
وظیفه ما در مواجهه با دادههای جدید، نه پذیرش شتابزده نتایج و نه رد زودهنگام آنهاست؛ بلکه ارزیابی انتقادی شواهد، تفکیک اهمیت آماری از اهمیت بالینی و تبدیل یافتههای معتبر به تصمیمی متناسب با ویژگیهای زیستی بیماری، شرایط بیمار و ترجیحات اوست.
دکتر پوریا عادلی رادیوانکولوژیست
واکسن آنفلوانزا برای بیماران مبتلا به سرطان؛ چه زمانی و چه نوع واکسنی مناسب است؟
رویکرد پژوهشگران ایرانی برای درمان سرطانهای پیشرفته با هدفگیری ریزمحیط تومور
آیا پزشکی بدترین شغل دنیاست؟
آیا در سرطان پستان Luminal A میتوان رادیوتراپی را حذف کرد؟ نگاهی به نتایج مطالعه LUMINA
آیا فقط بیماران دارای ENE یا حاشیه مثبت به کمورادیوتراپی پس از جراحی نیاز دارند؟