- غربالگری سرطان پستان در کشور به ۲۳.۵ درصد رسید
- پالبوسیکلیب؛ آیا زمان حذف شیمیدرمانی در سرطان پستان لومینال فرا رسیده است؟
- داراکسونراسیب؛ تحولی نو در درمان هدفمند سرطان ریه با جهش RAS
- از نوبل پزشکی ۲۰۲۶ تا درمان سرطان؛ آیا نور میتواند سرطان را خاموش کند؟
- برگزاری کنفرانس علمی HPV در بیمارستان لاله؛ بررسی تازهترین رویکردهای تشخیص و درمان
- سرطان پستان؛ اهمیت تشخیص زودهنگام و پیشگیری
- آمیوانتاماب در سرطان ریه با جهش اگزون ۲۰ EGFR؛ نتایج نهایی مطالعه PAPILLON چه میگویند؟
- پزشکی را نمیتوان به الگوریتمها سپرد؛ هوش مصنوعی جایگزین رابطه پزشک و بیمار نمیشود
- میدان الکتریکی، اوسیمرتینیب و شکستن مقاومت در گلیوبلاستوما
- دیپلماسی سلامت؛ زبان مشترک ملتها برای ساختن آیندهای سالمتر
- همکاری رادیوانکولوژی ایران و ازبکستان؛ تفاهمنامه مشترک در بخارا امضا شد
- درمان سرطان کبد کودکان با CAR-T؛ پاسخ کامل یک کودک مبتلا به هپاتوبلاستوما
- سرطانهای نادر؛ چالشهای تشخیص، درمان و دسترسی بیماران به خدمات تخصصی
- رویکرد پژوهشگران ایرانی برای درمان سرطانهای پیشرفته با هدفگیری ریزمحیط تومور
- ماه آگاهیرسانی سرطانهای ژنیکولوژیک؛ از واکسن HPV تا ضرورت تشخیص زودهنگام
نقش فناوری سایبرنایف در انقلاب درمان غیرتهاجمی نورالژی تریژمینال
نورالژی تریژمینال، یکی از طاقتفرساترین دردهای شناختهشده در علم پزشکی، سالها بیماران را با چالشی سخت میان تحمل درد یا پذیرش عوارض جراحیهای تهاجمی درگیر کرده است.
امروزه پیشرفت فناوریهای غیرتهاجمی، از جمله سایبرنایف، افق تازهای پیش روی درمان این بیماری گشوده است.
در این گفتوگو با دکتر پوریا عادلی، متخصص رادیوانکولوژی، از علائم و تشخیص بیماری تا تاریخچه، روشهای مختلف درمان و جایگاه سایبرنایف در مقایسه با سایر گزینهها سخن گفتهایم.
دکتر عادلی، از وقتی که در اختیار ما قرار دادید سپاسگزارم. برای شروع، اگر موافقید از پایه شروع کنیم. نورالژی تریژمینال دقیقاً چیست و بیماران معمولاً با چه علائمی مراجعه میکنند؟
دکتر عادلی: خواهش میکنم. نورالژی تریژمینال یکی از دردناکترین تجربههایی است که یک انسان میتواند متحمل شود. در گذشته به آن "تیک دردناک" یا Tic Douloureux میگفتند. مشخصه اصلی آن، حملات ناگهانی و تکرارشونده درد شدید صورت است که تنها در یک سمت رخ میدهد. بیماران این درد را مثل شوک الکتریکی، چاقو خوردن یا سوزن سوزن شدن توصیف میکنند.
نکته آزاردهنده این است که این درد با محرکهای بسیار ساده و روزمره مثل صحبت کردن، جویدن، مسواک زدن، وزش باد روی صورت یا حتی لبخند زدن تحریک میشود. هر حمله میتواند از چند ثانیه تا دو دقیقه طول بکشد، اما این اتفاق ممکن است دهها یا صدها بار در روز تکرار شود. کیفیت زندگی این بیماران به شدت افت میکند، تا حدی که بسیاری از آنها از خوردن یا صحبت کردن امتناع میکنند و متأسفانه آمار افسردگی و حتی افکار خودکشی در این بیماران بالاست.
پس با چنین علائم آزاردهندهای، مسیر تشخیص چگونه است؟ آیا صرفاً بر اساس شرح حال بیمار است یا ابزارهای تشخیصی خاصی نیاز دارد؟
تشخیص نورالژی تریژمینال عمدتاً بالینی است، یعنی بر اساس شرح حال و معاینه بیمار. معیارهای تشخیصی استانداردی وجود دارد که در منابع بینالمللی مثل ICHD-3 ذکر شده؛ باید درد در محدوده عصب سهقلو باشد، حملات کوتاه اما با شدت بسیار زیاد و با کیفیت شوکمانند داشته باشد، و با محرکهای بیآزار تحریک شود. نکته مهم این است که معمولاً در معاینه عصبی نباید نقص حسی یا حرکتی واضحی دیده شود؛ اگر چنین باشد، باید به دنبال علل زمینهای مثل تومور یا سایر علل گشت.
با این حال، تصویربرداری نقش مهمی در رد کردن علل ثانویه دارد. MRI با دقت بالا میتواند مشخص کند که آیا رگ خونیای عصب را تحت فشار قرار داده (که در ۸۰ تا ۹۰ درصد موارد علت اصلی است) یا تومور یا ضایعه دیگری مسئول درد است. در مواردی که بیمار کاندید درمانهای پیشرفته مثل سایبرنایف میشود، تصویربرداری سهبعدی دقیق برای برنامهریزی درمان ضروری است.
برگردیم به درمان. مسیر درمانی استاندارد برای این بیماران از کجا شروع میشود؟
درمان نورالژی تریژمینال به صورت پلکانی پیش میرود. قدم اول همیشه درمان دارویی است. حدود ۷۵ درصد بیماران با دارو به تنهایی کنترل میشوند. داروی خط اول کاربامازپین است که در دهه ۱۹۶۰ برای این بیماری معرفی شد و هنوز هم استاندارد طلایی محسوب میشود؛ تنها دارویی است که تأییدیه FDA را برای نورالژی تریژمینال دارد. اُکسکاربازپین هم داروی جایگزین خوبی با تحملپذیری بهتر است.
مشکل اینجاست که با گذشت زمان، بسیاری از بیماران به دارو مقاوم میشوند یا دوزهای بالاتری نیاز دارند و عوارضی مثل خوابآلودگی، سرگیجه و مشکلات کبدی و خونی پدیدار میشود. وقتی دارو دیگر پاسخگو نباشد یا عوارض غیرقابل تحمل شود، نوبت به درمانهای مداخلهای میرسد.
این درمانهای مداخلهای شامل چه گزینههایی هستند؟ جایگاه سایبرنایف در میان آنها کجاست؟
دکتر عادلی: گزینههای غیردارویی یک طیف کامل را شامل میشوند. یک سر طیف، جراحی باز به نام میکروواسکولار دیکامپرشن (MVD) است. در این روش، جراح از پشت گوش وارد جمجمه میشود و بالشتکی بین رگ خونی و عصب قرار میدهد تا فشار برداشته شود. این روش نرخ موفقیت اولیه بالایی دارد (۸۰ تا ۹۶ درصد) و چون علت را برطرف میکند، نتایج ماندگارتری هم دارد. اما طبیعتاً یک جراحی باز مغز با ریسکهای بیهوشی، عفونت، خونریزی و دوره نقاهت طولانی همراه است. همه بیماران، بهویژه سالمندان، کاندید مناسبی برای این جراحی نیستند.
طرف دیگر این طیف، روشهای از راه پوست (پِرکوتانئوس) هستند؛ مثل رادیوفرکوئنسی، کمپرسیون با بالون و تزریق گلیسرول. در اینها سوزنی وارد گانگلیون عصب میشود و با حرارت، فشار یا تزریق ماده شیمیایی، تخریب کنترلشدهای روی عصب ایجاد میکنند. نرخ موفقیت اولیه این روشها بالاست، حتی تا ۹۹ درصد، اما احتمال عود درد در طول زمان وجود دارد.
حالا میرسیم به رادیوسرجری استریوتاکتیک، که سایبرنایف هم در این دسته قرار میگیرد. مزیت بزرگ آن نسبت به همه روشهای قبلی، غیرتهاجمی بودن است؛ بدون تیغ جراحی، بدون بیهوشی، بدون بستری. اشعه متمرکز دقیقاً روی بخش مشخصی از عصب تابانده میشود و به تدریج سیگنالهای درد را مختل میکند.
از تاریخچه این روش بگویید. ایده استفاده از اشعه برای درمان درد عصب از کجا آمد؟
ایده رادیوسرجری را اولین بار پروفسور لارس لِکسل پزشک سوئدی، در سال ۱۹۵۱ مطرح کرد. او به دنبال جایگزینی غیرتهاجمی برای جراحی بود راه حل اوگامانایف بود که با فریمی که به جمجمه بیمار پیچ میشد، هدفگیری دقیق را ممکن میکرد.
اما تکامل واقعی در دهه ۱۹۹۰ با پیشرفت تصویربرداری MRI رخ داد، که امکان دیدن دقیق عصب و برنامهریزی درمان را فراهم کرد. سایبرنایف گام بعدی این تکامل است. برخلاف گامانایف، سایبرنایف نیاز به فریم فلزی تهاجمی ندارد و با ماسک ترموپلاستیک صورت، بیمار را ثابت نگه میدارد. دوربینهای اشعه ایکس در طول درمان مداوم از جمجمه تصویربرداری میکنند و بازوی رباتیک ششمحوره، هر جابهجایی بیمار را به صورت بلادرنگ تصحیح میکند.
نتایج درمان با سایبرنایف در عمل چگونه بوده است؟
نتایج واقعاً امیدوارکننده است. در یک مطالعه بزرگ روی ۱۳۸ بیمار که تحت درمان با سایبرنایف قرار گرفتند، ۹۳.۵ درصد بیماران پس از مدتی (میانه حدود سه هفته) به تسکین درد دست یافتند. نکته جالب این است که میزان عود درد در عرض سه سال، ۱۸.۶ درصد بود که در مقایسه با ۳۴.۴ درصد گزارششده برای گامانایف، برتری محسوسی نشان میدهد. تحقیق جدیدتری هم که در سال ۲۰۲۵ ارائه شد، همین روند را تأیید کرد: نرخ عود با گامانایف حدود ۳۴.۷ درصد در دو سال بود، در حالی که سایبرنایف این عدد را به ۱۵.۶ درصد کاهش داده بود.
البته باید صادق باشیم. حدود ۱۸ درصد بیماران ممکن است دچار بیحسی یا اختلال حسی صورت شوند. همچنین شروع اثر سایبرنایف تدریجیتر از جراحی باز است و ممکن است چند هفته طول بکشد. و در نهایت، این روش هم درمان قطعی نیست و احتمال نیاز به درمان مجدد وجود دارد.
یک سوال رایج بیماران این است که اگر سایبرنایف جواب نداد، چه میشود؟
دکتر عادلی: نکته مثبت ماجرا همین است. در مطالعهای که ذکر کردم، آن دسته از بیمارانی که به درمان اول پاسخ ندادند (۶.۵ درصد) یا دردشان عود کرد (۱۸.۶ درصد)، همگی با درمان مجدد سایبرنایف به تسکین درد دست یافتند. همچنین سایبرنایف مسیر را برای سایر درمانها نمیبندد؛ اگر بیماری دیرتر به جراحی نیاز پیدا کند، همچنان این گزینه روی میز باقی میماند.
بهعنوان آخرین سوال، توصیه شما به بیماری که تازه با این تشخیص مواجه شده چیست؟
اول از همه، ناامید نشوند. بله، نورالژی تریژمینال لقب "درد خودکشی" را یدک میکشد و میدانیم که چقدر عذابآور است. اما امروز گزینههای درمانی متعددی وجود دارد. مسیر منطقی این است: با دارو شروع کنند و تحت نظر متخصص مغز و اعصاب باشند. اگر دارو پاسخ نداد یا عوارضش اذیتکننده شد، برای بررسی گزینههای مداخلهای، چه جراحی و چه رادیوسرجری، با یک تیم چندتخصصی مشورت کنند. مهم این است که هر بیمار برنامه درمانی مختص خودش را دریافت کند و بداند که راهحل وجود دارد.
سپاسگزارم دکتر عادلی . توضیحات جامع و مفیدی بود.
من هم از شما و توجهتان سپاسگزارم. امیدوارم این گفتوگو بتواند آگاهی بیماران و خانوادههایشان را افزایش دهد.
واکسن آنفلوانزا برای بیماران مبتلا به سرطان؛ چه زمانی و چه نوع واکسنی مناسب است؟
رویکرد پژوهشگران ایرانی برای درمان سرطانهای پیشرفته با هدفگیری ریزمحیط تومور
آیا پزشکی بدترین شغل دنیاست؟
آیا در سرطان پستان Luminal A میتوان رادیوتراپی را حذف کرد؟ نگاهی به نتایج مطالعه LUMINA
آیا فقط بیماران دارای ENE یا حاشیه مثبت به کمورادیوتراپی پس از جراحی نیاز دارند؟