- آسمان، سپر، سلامت؛ حفاظت از لایه ازون چگونه با پیشگیری از سرطان پیوند میخورد؟
- آتزولیزوماب در سرطان پستان سهگانه منفی؛ پاسخ پاتولوژیک بهتر شد، اما بقای بدون رویداد نه
- کاهش دوز رادیوتراپی در سرطان اوروفارنکس HPV مثبت؛ مطالعه MC1675 چه میگوید؟
- درمان سرطان کولورکتال متاستاتیک؛ آیا نتایج SUNLIGHT در دنیای واقعی هم تکرار میشود؟
- آیا در سرطان پستان Luminal A میتوان رادیوتراپی را حذف کرد؟ نگاهی به نتایج مطالعه LUMINA
- حذف رادیوتراپی در سرطان پستان؛ نتایج ۵ ساله مطالعه IDEA چه میگویند؟
- کنگره نوروانکولوژی تهران ۲۰۲۶؛ افزایش طول عمر بیماران و چالشهای جدید عوارض و عود طولانیمدت
- خودکشی در بیماران مبتلا به سرطان؛ وقت آن است که مکالمه را آغاز کنیم
- درمان متاستاز مغزی سرطان پستان HER2 مثبت؛ T-DM1 یا T-DXd در کنار SRS؟
- آیا فقط بیماران دارای ENE یا حاشیه مثبت به کمورادیوتراپی پس از جراحی نیاز دارند؟
- تحول در درمان سرطان مثانه مهاجم به عضله؛ شواهد جدید چه میگویند؟
- تلوملیسین در سرطان مری؛ ویروسدرمانی همراه با رادیوتراپی به پاسخ کامل ۵۰ درصدی رسید
- درمان ترکیبی گلیوبلاستوما؛ کدام رژیمها برای تومورهای دارای تغییرات EGFR امیدوارکنندهترند؟
- جراحی سرطان دهانه رحم؛ آیا در مراحل زودرس و کمخطر همیشه جراحی رادیکال لازم است؟
- بقای ۳۰ ماهه در سرطان پستان متاستاتیک؛ نتایج امیدوارکننده ترکیب ایمونوتراپی و انهرتو
وقتی دوز بالا کافی نیست؛ جایگاه پایدار ADT کوتاهمدت در سرطان پروستات

کارآزمایی GETUG 14 با تمرکز بر این پرسش اساسی طراحی شد که آیا در عصر رادیوتراپی با دوز بالا (۸۰ Gy)، هنوز جایگاهی برای درمان کوتاهمدت محرومیت از آندروژن (STADT) در سرطان پروستات موضعی با خطر متوسط و بالا وجود دارد یا خیر. فرضیه برخی این بود که با دستیابی به تکنیکهای دقیق پرتودرمانی و افزایش دوز، شاید بتوان از عوارض هورموندرمانی اجتناب کرد. نتایج این مطالعه فرانسوی که در European Urology منتشر شده، به وضوح نشان میدهد که پاسخ این پرسش مثبت است.
این کارآزمایی، با وجود محدودیتهایی مانند حجم نمونه نسبتاً کوچک (۳۷۶ بیمار) و پایان زودهنگام به دلیل کندی جذب بیماران، پیام مهمی دارد: حتی با دوزهای بسیار بالای رادیوتراپی، STADT همچنان ارزش افزوده درمانی خود را حفظ میکند. بهبود ۸ درصدی مطلق در بقای بدون بیماری (DFS) در ۵ سال (از ۷۶٪ به ۸۴٪) و کاهش قابل توجه نرخ شکست بیوشیمیایی (از ۲۱٪ به ۱۰٪) شاهدی بر این مدعاست. این یافته، تکمیلکننده نتایج کارآزماییهای مهم دیگری مانند EORTC 22991 و RTOG 0815 است و یکپارچگی شواهد را تقویت میکند.
نکته حائز اهمیت دیگر، پروفایل مطلوب سمیت این رویکرد ترکیبی است. مطالعه نشان داد افزودن ۴ ماه هورموندرمانی، بار سمیت گوارشی یا ادراری ناشی از پرتودرمانی با دوز بالا را افزایش نمیدهد. این موضوع از جنبه عملی بسیار ارزشمند است، چرا که نگرانی اصلی از تجویز همزمان این دو روش، افزایش عوارض بوده است. تنها عارضه قابل انتظار و معنیدار، افزایش اختلال نعوظ در گروه ترکیبی بود که با کوتاهمدت بودن دوره هورموندرمانی، اغلب قابل کنترل و گذراست. همچنین، با وجود کاهش نرخ پاسخ به پرسشنامههای کیفیت زندگی در طول زمان، تفاوت بالینی معنیداری بین دو گروه گزارش نشد که بر پذیرشپذیری این رژیم درمانی صحه میگذارد.
با این حال، چندین نکته کلیدی برای تفسیر بالینی این نتایج و قرار دادن آن در بافتار دانش روز ضروری است:
۱. عدم بهبود بقای کلی (OS): این مطالعه به تنهایی قادر به نشان دادن بهبود در OS نبود. این احتمالاً به دلیل حجم نمونه محدود، پیگیری نسبتاً کوتاه (میانه ۷ سال) در مقایسه با تاریخچه طبیعی طولانی سرطان پروستات، و همچنین نرخ بالای بقای کلی بیماران (بیش از ۹۰٪ در ۵ سال) است که رسیدن به تفاوت معنیدار آماری را دشوار میکند. برای پاسخ به این سوال، باید به متاآنالیزهای بزرگتر مانند مطالعه کنسرسیوم MARCAP مراجعه کرد که با ادغام دادههای هزاران بیمار، بهبود OS با افزودن ADT را نیز تأیید کردهاند.
۲. بهینهسازی مدت هورموندرمانی: این مطالعه از یک رژیم ۴ ماهه STADT استفاده کرده است. امروزه شواهد محکمی داریم که نشان میدهد در گروههای پرخطر (High-risk)، درمان طولانیتر محرومیت از آندروژن (۱۸ تا ۳۶ ماه) با outcomes بهتری همراه است. بنابراین، تصمیمگیری درباره مدت هورموندرمانی باید بر اساس طبقهبندی دقیقتر خطر (مثلاً تفکیک Intermediate-risk به مطلوب و نامطلوب) و با استناد به مطالعاتی مانند DART 01/05 یا RTOG 9202 گرفته شود.
۳. تأثیر تصویربرداری پیشرفته: این مطالعه در دورانی انجام شد که دسترسی به تصویربرداریهای عملکردی مانند PSMA-PET رایج نبود. امروزه میدانیم که PSMA-PET میتواند مرحلهبندی بیماری را به طور قابل توجهی دقیقتر کند (Up-staging یا Down-staging) و بیمارانی را که دارای بیماری غدهلنفاوی مخفی هستند شناسایی کند. این موضوع میتواند هم بر تصمیم به افزودن هورموندرمانی و هم بر تصمیم به پرتودرمانی گستردهتر به حفره لگن (Whole-pelvis RT) تأثیر بگذارد.
۴. پرتودرمانی غدهلنفاوی لگن: در این کارآزمایی، پرتودرمانی تنها به پروستات محدود بود. امروزه با توجه به نتایج مطالعاتی مانند POP-RT، برای بیماران با خطر بالای درگیری غدهلنفاوی، پرتودرمانی گسترده به لگن میتواند outcomes را بهبود بخشد. سوال آینده این خواهد بود که نقش STADT در کنار رادیوتراپی با دوز بالا و پرتودرمانی لگن چیست.
جمعبندی و پیام بالینی:
کارآزمایی GETUG 14 یک گواه مهم دیگر بر این اصل است که رادیوتراپی با دوز بالا و هورموندرمانی کوتاهمدت، دو مدالیته درمانی مکمل و نه جایگزین در مدیریت سرطان پروستای با خطر متوسط و بالا هستند. این رویکرد ترکیبی با بهبود کنترل بیماری و بدون افزایش بار سمیت پرتودرمانی، باید بهعنوان استاندارد مراقبت برای بسیاری از این بیماران در نظر گرفته شود. با این حال، در عمل امروز، تصمیمگیری باید شخصیسازی شود: مدت هورموندرمانی بر اساس طبقهبندی دقیق خطر، و همچنین تصمیم درباره میدان پرتودرمانی (پروستات تنها در مقابل لگن کامل) با استفاده از بهترین ابزارهای تصویربرداری در دسترس (مانند PSMA-PET) تعیین گردد. این مطالعه سنگ بنای محکمی برای این مسیر تصمیمگیری فراهم میآورد.
به قلم دکتر پوریا عادلی، متخصص رادیوانکولوژی
آیا در سرطان پستان Luminal A میتوان رادیوتراپی را حذف کرد؟ نگاهی به نتایج مطالعه LUMINA
آیا فقط بیماران دارای ENE یا حاشیه مثبت به کمورادیوتراپی پس از جراحی نیاز دارند؟
تلوملیسین در سرطان مری؛ ویروسدرمانی همراه با رادیوتراپی به پاسخ کامل ۵۰ درصدی رسید
جراحی در سرطان ریه سلول کوچک؛ آیا SCLC دیگر یک «خط قرمز» برای جراحی نیست؟
سوکلیتینیب چیست؟ نتایج امیدوارکننده یک داروی جدید برای لنفوم سلول T مقاوم