- آسمان، سپر، سلامت؛ حفاظت از لایه ازون چگونه با پیشگیری از سرطان پیوند میخورد؟
- آتزولیزوماب در سرطان پستان سهگانه منفی؛ پاسخ پاتولوژیک بهتر شد، اما بقای بدون رویداد نه
- کاهش دوز رادیوتراپی در سرطان اوروفارنکس HPV مثبت؛ مطالعه MC1675 چه میگوید؟
- درمان سرطان کولورکتال متاستاتیک؛ آیا نتایج SUNLIGHT در دنیای واقعی هم تکرار میشود؟
- آیا در سرطان پستان Luminal A میتوان رادیوتراپی را حذف کرد؟ نگاهی به نتایج مطالعه LUMINA
- حذف رادیوتراپی در سرطان پستان؛ نتایج ۵ ساله مطالعه IDEA چه میگویند؟
- کنگره نوروانکولوژی تهران ۲۰۲۶؛ افزایش طول عمر بیماران و چالشهای جدید عوارض و عود طولانیمدت
- خودکشی در بیماران مبتلا به سرطان؛ وقت آن است که مکالمه را آغاز کنیم
- درمان متاستاز مغزی سرطان پستان HER2 مثبت؛ T-DM1 یا T-DXd در کنار SRS؟
- آیا فقط بیماران دارای ENE یا حاشیه مثبت به کمورادیوتراپی پس از جراحی نیاز دارند؟
- تحول در درمان سرطان مثانه مهاجم به عضله؛ شواهد جدید چه میگویند؟
- تلوملیسین در سرطان مری؛ ویروسدرمانی همراه با رادیوتراپی به پاسخ کامل ۵۰ درصدی رسید
- درمان ترکیبی گلیوبلاستوما؛ کدام رژیمها برای تومورهای دارای تغییرات EGFR امیدوارکنندهترند؟
- جراحی سرطان دهانه رحم؛ آیا در مراحل زودرس و کمخطر همیشه جراحی رادیکال لازم است؟
- بقای ۳۰ ماهه در سرطان پستان متاستاتیک؛ نتایج امیدوارکننده ترکیب ایمونوتراپی و انهرتو
سرطانهای سر و گردن؛ آیا تصویربرداری هستهای میتواند آینده درمان را پیشبینی کند؟
سرطانهای سلول سنگفرشی سر و گردن، بهویژه نوع HPV-منفی آن، همچنان یکی از چالشبرانگیزترین بدخیمیها در حوزه انکولوژی بالینی محسوب میشوند و بقای ۵ ساله کمتر از ۵۰ درصد، میزان عود سرطان بالا و پاسخدهی متغیر به درمانهای رایج، ضرورت دستیابی به ابزارهای دقیقتر برای پیشبینی رفتار تومور و شخصیسازی درمان سرطان را بیش از پیش آشکار ساخته است.
در این میان، مقالهای که بهتازگی در تاریخ ۲۹ مارس ۲۰۲۶ در مجله Molecular Cancer منتشر شده، افقهای تازهای را در حوزه پزشکی دقیق (Precision Medicine) و تصویربرداری هستهای گشوده است.
در این پژوهش که حاصل همکاری بینالمللی مرکز پزشکی دانشگاه وین و مؤسسات پژوهشی اروپا و آمریکا است، دادههای ژنومیک و ترانسکریپتومیک ۵۱ بیمار مبتلا به این نوع سرطان، با ۱۱۲ ویژگی رادیومیک استخراجشده از تصاویر PET/CT روتین تلفیق شد تا بتوان مسیرهای سیگنالینگ ژنی را که قادر به تفکیک تومورهای تهاجمیتر از غیرتهاجمی با استفاده از تصاویر بالینی هستند، شناسایی کرد.
نتایج این مطالعه نشان داد که فعالسازی مسیر سیگنالینگ Hedgehog، بهعنوان قویترین پیشبینیکننده بقای بدون بیماری (Disease-Free Survival)، با الگوی مشخصی از ویژگیهای رادیومیکس PET/CT همراه است و تومورهای با فعالیت بالای این مسیر، دارای جذب بیشتر FDG (که نشاندهنده افزایش متابولیسم گلوکز و ماهیت تهاجمیتر تومور است)، ناهمگونی بافتی بالاتر و بقای کوتاهتر هستند؛ یافتهای که در ۲ کوهورت مستقل، از جمله دادههای TCGA، نیز تأیید شد.
وجه تمایز اساسی این مطالعه، رویکرد تلفیقی آن است که برای نخستین بار، ارتباط مستقیم میان تغییرات مولکولی (افزایش بیان GLI1 و فعالسازی مسیر Hedgehog) و تغییرات کمی قابلاندازهگیری در تصاویر بالینی را بهصورت سیستماتیک اثبات میکند.
اما آنچه این یافته را از یک کشف آزمایشگاهی به یک ابزار بالینی بالقوه تبدیل میکند، اعتبارسنجی جامع پیشبالینی آن است. پژوهشگران با مهار این مسیر از ۲ راهبرد درمانی، شامل راهبرد دارویی (با استفاده از ترکیب JK184) و راهبرد ژنتیکی (خاموشسازی ژن GLI1 با استفاده از shRNA) در مدلهای سلولی، ارگانوئیدهای مشتقشده از بیمار و مدلهای موشی زنوگرافت، توانستند کاهش چشمگیر رشد تومور، القای آپوپتوز، توقف چرخه سلولی در فاز G1 و کاهش بیان نشانگرهای سلولهای بنیادی سرطانی نظیر CD44، SOX2 و ALDH1A1 را بهوضوح نشان دهند.
اما از منظر یک رادیوانکولوژیست، شاید مهمترین بخش این پژوهش، تغییرات قابلاندازهگیری در تصاویر PET/CT متعاقب مهار این مسیر باشد؛ بهگونهای که تومورهای تحت درمان، کاهش جذب FDG و افزایش همگنی بافتی را نشان دادند که دقیقاً معکوس الگوی تومورهای تهاجمی بود.
بهطرز قابلتوجهی، ۶۶.۷ درصد از ویژگیهای PET و ۵۴.۵ درصد از ویژگیهای CT که با فعالسازی مسیر Hedgehog در بیماران مرتبط بودند، در مدلهای حیوانی مهارشده نیز تکرار شدند که این همافزایی قوی، نشاندهنده قابلیت ترجمهپذیری بالای این یافتهها به عرصه بالین است.
بهعنوان پزشکی که بهطور مستقیم با تصمیمگیریهای درمانی در بیماران مبتلا به این نوع سرطان درگیر هستم، پیامدهای بالینی این مطالعه را میتوان در ۳ محور اساسی خلاصه کرد.
نخست، این رویکرد امکان شناسایی غیرتهاجمی بیماران پرخطر را پیش از آغاز درمان فراهم میآورد، بدون نیاز به بیوپسیهای مکرر که خود با عوارض و هزینههای قابلتوجهی همراه هستند.
دوم، این روش میتواند بهعنوان یک بیومارکر پویا برای پایش پاسخ به درمان در روزهای اولیه مداخله بهکار رود و امکان تغییر بهموقع استراتژی درمانی را برای بیمارانی که پاسخ مطلوبی ندارند، فراهم سازد.
سوم، شناسایی مسیر Hedgehog بهعنوان یک هدف درمانی قابلدسترس، افق جدیدی را در درمان بیماران مقاوم به شیمیدرمانی و رادیوتراپی میگشاید و هرچند داروی JK184 هنوز در مرحله پیشبالینی قرار دارد، اما این مطالعه چارچوبی مفهومی برای توسعه مهارکنندههای اختصاصیتر این مسیر فراهم میآورد.
در جمعبندی باید تأکید کرد که این مطالعه با ارائه شواهدی قوی از ارتباط میان فعالسازی مسیر Hedgehog، ویژگیهای رادیومیکس PET/CT و پیامدهای بالینی نامطلوب، گامی اساسی در جهت تحقق پزشکی دقیق در حوزه سرطانهای سر و گردن برداشته است.
هرچند ماهیت گذشتهنگر و حجم نمونه محدود این پژوهش، ضرورت انجام کارآزماییهای بالینی آیندهنگر با حجم نمونه وسیعتر را ایجاب میکند، اما بهجرئت میتوان گفت که این مطالعه الگویی نوین برای ادغام دادههای مولکولی و تصویربرداری ارائه میدهد که میتواند در آیندهای نزدیک، رویکرد بالینی ما را در تشخیص سرطان، پیشآگهی و درمان سرطانهای سر و گردن متحول سازد.
بهعنوان پزشک درمانگر، معتقدم دوران «تصویربرداری صرفاً تشخیصی» به پایان رسیده و عصر «تصویربرداری پیشبینیکننده و راهبریکننده درمان» آغاز شده است و این پژوهش، یکی از پلهای مستحکم این گذار محسوب میشود.
انتظار میرود در سالهای آتی، شاهد ترجمه بالینی این یافتهها بهصورت پروتکلهای درمانی شخصیسازیشده باشیم.
آیا در سرطان پستان Luminal A میتوان رادیوتراپی را حذف کرد؟ نگاهی به نتایج مطالعه LUMINA
آیا فقط بیماران دارای ENE یا حاشیه مثبت به کمورادیوتراپی پس از جراحی نیاز دارند؟
تلوملیسین در سرطان مری؛ ویروسدرمانی همراه با رادیوتراپی به پاسخ کامل ۵۰ درصدی رسید
جراحی در سرطان ریه سلول کوچک؛ آیا SCLC دیگر یک «خط قرمز» برای جراحی نیست؟
سوکلیتینیب چیست؟ نتایج امیدوارکننده یک داروی جدید برای لنفوم سلول T مقاوم