۱۸ تير ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۳

رادیوسرجری سایبرنایف در تومورهای تهاجمی هیپوفیز؛ مروری بر گایدلاین ESE و شواهد بالینی

رادیوسرجری سایبرنایف در تومورهای تهاجمی هیپوفیز؛ مروری بر گایدلاین ESE و شواهد بالینی
مروری بر گایدلاین ESE و جدیدترین شواهد درباره درمان تومورهای تهاجمی هیپوفیز؛ از نقش رادیوسرجری سایبرنایف و کنترل موضعی تومور تا درمان دارویی، تموزولوماید و مدیریت چندرشته‌ای بیماران.
کد خبر: ۲۱۲۲۵
دکتر پوریا
نویسنده دکتر پوریا عادلی

تومورهای هیپوفیز، با وجود ماهیت عمدتاً خوش‌خیم، در زیرگروهی از بیماران رفتاری کاملاً تهاجمی از خود نشان می‌دهند. این تومورها که با معیارهای بالینی مانند رشد سریع، عودهای مکرر و مقاومت به درمان‌های استاندارد شناخته می‌شوند، یکی از چالش‌های مهم نوروانکولوژی محسوب می‌شوند و مدیریت آن‌ها نیازمند رویکردی چندوجهی و دقیق است.

گایدلاین انجمن اندوکرینولوژی اروپا (ESE) در سال ۲۰۱۸، برای نخستین بار چارچوبی مشخص برای مدیریت این گروه از تومورها ارائه کرد و بر این نکته تأکید داشت که تشخیص «تهاجمی بودن» نباید صرفاً بر اساس شاخص‌های پاتولوژی مانند Ki-67 یا تعداد میتوزها انجام شود، بلکه ملاک اصلی، رفتار بالینی تومور است. بر اساس این گایدلاین، آدنومی که با وجود جراحی مناسب، درمان دارویی و پیگیری استاندارد همچنان رشد کند یا مجدداً عود نماید، به‌عنوان تومور تهاجمی در نظر گرفته می‌شود.

طیف این تومورها از آدنوم خوش‌خیم تا کارسینوم هیپوفیز متغیر است. اگرچه بیش از ۹۹ درصد تومورهای هیپوفیز در گروه خوش‌خیم قرار می‌گیرند، حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد آن‌ها رفتار تهاجمی از خود نشان می‌دهند. در انتهای این طیف، کارسینوم هیپوفیز با شیوع کمتر از ۰.۲ درصد قرار دارد که تشخیص آن نه بر اساس ظاهر میکروسکوپی، بلکه صرفاً با وجود متاستاز کرانیواسپاینال یا سیستمیک مطرح می‌شود.

این طیف بیولوژیک نشان می‌دهد که کنترل موضعی تهاجمی‌ترین تومورها با روش‌های معمول دشوار است و به استفاده از تکنیک‌های پیشرفته‌تری مانند رادیوسرجری استریوتاکتیک نیاز دارد.

در میان سیستم‌های مختلف رادیوسرجری، سایبرنایف (CyberKnife) با ویژگی‌های منحصربه‌فرد خود، از جمله رهگیری شش‌بعدی لحظه‌ای، درمان بدون فریم و امکان فراکشن‌بندی، جایگاه ویژه‌ای در درمان آدنوم‌های تهاجمی هیپوفیز پیدا کرده است.

این فناوری با استفاده از یک شتاب‌دهنده خطی نصب‌شده روی بازوی رباتیک، قادر است صدها مسیر تابش غیرایزوسنتریک را از زوایای مختلف به سمت تومور هدایت کند و دقتی زیر میلی‌متری را بدون نیاز به فریم فلزی تهاجمی فراهم آورد.

این ویژگی امکان درمان در چند جلسه (معمولاً سه تا پنج فراکشن) را فراهم می‌کند که از نظر رادیوبیولوژیک مزیت قابل توجهی دارد؛ زیرا بافت‌های سالم فرصت ترمیم آسیب DNA را پیدا می‌کنند، در حالی که سلول‌های توموری به دلیل نقص در مکانیسم‌های ترمیم، دچار مرگ سلولی می‌شوند.

داده‌های حاصل از یک مطالعه کوهورت بزرگ شامل ۲۷۸ بیمار که در سال ۲۰۲۴ منتشر شده است، کارایی بالای سایبرنایف را در کنترل تومورهای تهاجمی هیپوفیز نشان می‌دهد.

در این مطالعه، ۸۴ درصد بیماران پیش از رادیوسرجری حداقل یک بار تحت جراحی قرار گرفته بودند و بیشتر آن‌ها به‌عنوان موارد باقیمانده یا عودکننده تحت درمان قرار گرفتند.

نتایج نشان داد ۷۸.۶ درصد بیماران کاهش حجم قابل مشاهده تومور را در پیگیری‌های تصویربرداری تجربه کردند و ۸۰.۴ درصد بیماران نیز بهبود قابل اندازه‌گیری در آزمون میدان بینایی داشتند.

این نتایج، به‌ویژه در بیماران مبتلا به آدنوم‌های غیرعملکردی که با علائم فشاری مراجعه کرده بودند، چشمگیر بود و نشان داد رادیوسرجری نه‌تنها از پیشرفت بیماری جلوگیری می‌کند، بلکه می‌تواند موجب رگرسیون واقعی تومور و بهبود عملکرد عصبی شود.

در زمینه عوارض درمان، این مطالعه نشان داد مهم‌ترین عارضه، اختلالات غدد درون‌ریز است و عوارض نورولوژیک، مانند نوروپاتی اپتیک یا نکروز پرتویی، بسیار نادر گزارش شده‌اند.

در این کوهورت، ۱۷ بیمار از گروه آدنوم‌های غیرعملکردی و ۹ بیمار از گروه آدنوم‌های عملکردی دچار نقص هورمونی جدید شدند، هرچند تفاوت آماری معنی‌داری در پیامدهای بینایی میان گروه‌های مختلف مشاهده نشد.

این یافته نشان می‌دهد که دو پیامد اصلی درمان، یعنی حفظ عملکرد بینایی و حفظ عملکرد غدد درون‌ریز، الزاماً به یکدیگر وابسته نیستند و بیماران حتی با وجود کنترل مطلوب تومور، همچنان به پیگیری مادام‌العمر از نظر عملکرد هورمونی نیاز دارند.

گایدلاین ESE الگوریتم درمانی مشخصی را برای این بیماران ترسیم می‌کند که با جراحی ایمن و حداکثر برداشت ممکن آغاز می‌شود، سپس درمان دارویی متناسب با نوع آدنوم، مانند کابرگولین در پرولاکتینوماها یا آنالوگ‌های سوماتواستاتین در آکرومگالی، ادامه می‌یابد و در صورت شکست درمان، رادیوسرجری به‌عنوان درمان کمکی یا نجات‌بخش وارد می‌شود.

در موارد پیشرفته، تموزولوماید به‌عنوان درمان سیستمیک استاندارد مطرح است که میزان پاسخ درمانی آن حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد گزارش شده است. امروزه یکی از مهم‌ترین عوامل پیش‌بینی‌کننده پاسخ به این دارو، میزان بیان MGMT در نمونه پاتولوژی است.

در این میان، رادیوسرجری به‌عنوان حلقه اتصال میان درمان‌های موضعی و سیستمیک عمل می‌کند و در بسیاری از بیماران موجب می‌شود هرگز نیازی به ورود به مراحل پیشرفته‌تر درمان پیدا نشود.

در نهایت، موفقیت درمان تومورهای تهاجمی هیپوفیز نه به یک روش منفرد، بلکه به همکاری نزدیک یک تیم چندرشته‌ای متشکل از جراح اعصاب، متخصص غدد، رادیوانکولوژیست، نورورادیولوژیست و پاتولوژیست وابسته است.

این رویکرد جامع، با در نظر گرفتن سه مرحله اصلی شامل جراحی برای کاهش فشار مکانیکی، درمان دارویی برای کنترل بیولوژیک بیماری و رادیوسرجری برای کنترل دقیق موضعی تومور، می‌تواند بهترین نتایج را برای این بیماران، به‌ویژه در سنین فعال زندگی، به ارمغان آورد و کیفیت زندگی آنان را در بلندمدت حفظ کند.

ارسال نظرات
captcha
پربازدید های روز
آخرین اخبار
انتخاب سردبیر
اولوموراسیب؛ امید تازه برای درمان سرطان لوزالمعده
اولوموراسیب؛ امید تازه برای درمان سرطان لوزالمعده
داروی اولوموراسیب (Olomorasib) با دریافت عنوان درمان پیشگام (Breakthrough Therapy) از سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA)، امید تازه‌ای برای بیماران مبتلا به سرطان لوزالمعده با جهش KRAS G12C ایجاد کرده است. در این یادداشت، دکتر پوریا عادلی به بررسی عملکرد این درمان هدفمند، نتایج مطالعه LOXO-RAS-20001 و چشم‌انداز آینده آن می‌پردازد.
درمان سلولی CAR-T در برزیل؛ امید تازه برای بیماران مبتلا به لنفوم مقاوم به درمان
درمان سلولی CAR-T در برزیل؛ امید تازه برای بیماران مبتلا به لنفوم مقاوم به درمان
درمان سلولی CAR-T در برزیل با ثبت نرخ پاسخ ۸۱ درصدی و بهبودی کامل ۷۲ درصدی در بیماران مبتلا به لنفوم مقاوم به درمان، وارد مرحله‌ای جدید شده است. دکتر پوریا عادلی در این یادداشت، نتایج مطالعه CARTHIAE، چالش‌های بومی‌سازی و چشم‌انداز دسترسی همگانی به این فناوری را بررسی می‌کند.
چرا برخی تست‌های HPV مثبت، بعداً منفی می‌شوند؟
چرا برخی تست‌های HPV مثبت، بعداً منفی می‌شوند؟
مطالعه برنامه غربالگری سوئد نشان می‌دهد اختلاف نتایج خودنمونه‌گیری HPV و نمونه‌برداری پزشک، ناشی از حساسیت بالاتر آزمایش و تفاوت محل نمونه‌گیری است و بر دقت غربالگری سرطان دهانه رحم تأثیر منفی ندارد.