۰۷ مهر ۱۴۰۴ - ۱۰:۰۱

گردشگری سلامت در ایران؛ از رؤیای ارزآوری تا واقعیت‌های پرچالش

گردشگری سلامت در ایران؛ از رؤیای ارزآوری تا واقعیت‌های پرچالش
گردشگری سلامت تنها زمانی از شعار به واقعیت تبدیل می‌شود که بر پایه کیفیت، اعتماد و برنامه‌ریزی منسجم میان نظام سلامت، وزارت گردشگری و نهادهای حاکمیتی شکل گیرد.
کد خبر: ۲۰۳۸۴

در فضای اقتصادی امروز ایران که جستجو برای یافتن موتورهای محرک جدید تولید ثروت و اشتغال به امری حیاتی تبدیل شده است، نام «گردشگری سلامت» بارها به عنوان یک راه حل سحرآمیز و پرظرفیت مطرح می‌شود. تصویری که ترسیم می‌گردد، اغلب بر جریان یافتن بیماران خارجی به سوی مراکز درمانی کشور، خلق هزاران شغل مستقیم و غیرمستقیم، و ورود ارزهای قدرتمند به چرخه اقتصاد ملی متمرکز است.

اما آیا این تصویر، یک توهم خوشبینانه است یا یک فرصت واقعی و دست یافتنی؟ پاسخ به این پرسش، در گرو عبور از شعارزدگی و مواجهه‌ای عالمانه و عاری از تعصب با این پدیده است. به عنوان پزشکی  که همزمان با چالش‌های بالینی در حیطه سرطان‌شناسی آشناست و هم پیچیدگی‌های مدیریت کلان سلامت را زیر نظر دارد، معتقدم گردشگری سلامت می‌تواند از یک «توهم» صرف به یک «فرصت» استثنایی تبدیل شود، اما این تبدیل، نیازمند عبور از یک گذرگاه پرچالش است و هر اشتباهی در این مسیر، نه تنها به ایجاد اشتغال و ارزآوری منجر نخواهد شد، که می‌تواند اعتبار نظام سلامت کشور را نیز با خدشه جدی مواجه کند.

برای درک این فرصت، ابتدا باید پتانسیل واقعی آن را به درستی شناخت. ایران دارای مزیت‌های رقابتی غیرقابل انکاری در این عرصه است: وجود نیروی انسانی متخصص، مجرب و به‌روز در بسیاری از تخصص‌های پیچیده مانند جراحی‌های قلب، اعصاب، پیوند اعضا و همچنین در حیطه تخصصی من، رادیوانکولوژی؛ وجود زیرساخت‌های نسبتاً پیشرفته پزشکی در مراکز اصلی؛ و هزینه‌های تمام‌شده خدمات که در مقایسه با استانداردهای بین‌المللی همچنان بسیار مقرون‌به‌صرفه است. این عوامل، در کنار جاذبه‌های فرهنگی و تاریخی کشور، یک ترکیب قدرتمند را تشکیل می‌دهند که می‌تواند برای بیماران کشورهای همسایه، منطقه و حتی فراتر از آن جذاب باشد.

 بنابراین، از نظر تئوری، امکان خلق اشتغال برای پزشکان، پرستاران، تکنسین‌ها، نیروهای خدماتی مراکز درمانی، مترجمان پزشکی، راهنمایان گردشگری و فعالان صنعت هتلداری به وضوح وجود دارد. ارزآوری حاصل از این صنعت نیز می‌تواند سهم قابل توجهی در تقویت اقتصاد سلامت ملی ایفا کند و منابع مالی جدیدی برای توسعه زیرساخت‌ها و پژوهش‌های پزشکی فراهم آورد.اما این روی سکه، تنها بخشی از واقعیت را نشان می‌دهد. بخش تاریک ماجرا، توهمی است که ممکن است با غفلت از الزامات سخت این صنعت به وجود آید. بزرگترین توهم این است که فکر کنیم صرف وجود پزشکان خوب و قیمت ارزان برای موفقیت کافی است. گردشگری سلامت یک صنعت لوکس و بسیار حساس است که بر پایه «اعتماد» بنا شده است.

 یک بیمار بین‌المللی، تنها یک «مشتری» نیست؛ او انسانی است که جان و سلامت خود را به دست یک سیستم ناآشنا می‌سپارد. بنابراین، استانداردهای مورد انتظار او، فراتر از استانداردهای معمول در یک سیستم سلامت داخلی است. اینجاست که شکاف‌های ما خود را نشان می‌دهد: آیا سیستم یکپارچه و شفاف اعتباربخشی بین‌المللی برای مراکز درمانی فعال در این حوزه داریم؟ آیا پروتکل‌های استاندارد برای انتقال امن اطلاعات پزشکی بیمار به کشورش پس از درمان تعریف کرده‌ایم؟ آیا نظام حقوقی و بیمه‌ای قدرتمندی برای حمایت از بیمار در صورت بروز خطاهای پزشکی وجود دارد؟ آیا زبان ارتباطی و خدمات پشتیبانی همه‌جانبه برای بیماران خارجی در تمام مراحل، از درخواست ویزا تا ترخیص و بازگشت، فراهم است؟ بدون پاسخ مثبت به این سؤالات اساسی، هر تلاشی برای جذب انبوه بیماران، نه تنها به اشتغال‌زایی پایدار منجر نمی‌شود، بلکه با چند حادثه پزشکی که به دلیل فقدان این چارچوب‌ها رخ دهد، می‌تواند کل اعتبار پزشکی کشور را در منطقه خدشه‌دار کرده و به جای جذب بیمار، باعث فرار سرمایه‌های انسانی متخصص نیز بشود.

پس راهبرد صحیح چیست؟ کلید تبدیل این توهم به فرصت، در «تمرکز بر کیفیت به جای کمیت» و «ایجاد یک اکوسیستم یکپارچه» نهفته است.

به جای تلاش برای جذب هر بیمار خارجی با هر بیماری، باید یک استراتژی هدفمند را دنبال کنیم. بهتر است بر روی چند قطب تخصصی شناخته شده در سطح منطقه (مانند انکولوژی، قلب وزیبایی) متمرکز شویم و این مراکز را با سرمایه‌گذاری دقیق، به طور کامل به استانداردهای بین‌المللی مجهز کنیم. این کار نه تنها ریسک را کاهش می‌دهد، بلکه باعث می‌شود ما به عنوان یک مقصد برتر برای آن تخصص‌ها شناخته شویم.

در گام بعدی، باید یک نهاد هماهنگ‌کننده قوی متشکل از نمایندگان وزارتخانه‌های بهداشت، گردشگری، امور خارجه وسازمان نظام پزشکی تشکیل شود تا تمام زنجیره خدمات، از بازاریابی هوشمند در کشورهای هدف گرفته تا صدور ویزای پزشکی، اسکان، درمان، پیگیری و حتی گردشگری پس از درمان را به صورت یک بسته بی‌نقص و استاندارد مدیریت کند. تنها در این صورت است که می‌توانیم «تجربه بیمار» را به گونه‌ای مدیریت کنیم که او نه تنها خود بازگردد، بلکه به سفیری برای معرفی کیفیت خدمات پزشکی ایران تبدیل شود.

در پایان، باید تأکید کنم که توسعه گردشگری سلامت، یک شبه و با شعار محقق نمی‌شود. این مسیر نیازمند سرمایه‌گذاری بلندمدت، عزم ملی و مهم‌تر از همه، اولویت قائل شدن برای «ایمنی و رضایت بیمار» به عنوان اصل غیرقابل مذاکره است. اگر این مسیر با دقت، صداقت و برنامه‌ریزی علمی پیموده شود، گردشگری سلامت قطعاً می‌تواند به یک فرصت طلایی برای ایجاد اشتغال ارزشمند و ارزآوری پایدار تبدیل گردد که هم به تقویت اقتصاد کشور کمک می‌کند و هم با ایجاد رقابت سازنده، کیفیت خدمات سلامت را برای شهروندان داخلی نیز ارتقا می‌بخشد. در غیر این صورت، این آرزو تنها در حد یک توهم زیبا باقی خواهد ماند.

 

نویسنده: دکتر پوریا عادلی، متخصص رادیوانکولوژی 

ارسال نظرات
captcha
پربازدید های روز
آخرین اخبار
انتخاب سردبیر