- موج جدید انتصابات در دانشگاه آزاد؛ مدیران ستادی و استانی تغییر کردند
- اعلام زمان ثبتنام دو کنکور مهم سال ۱۴۰۵/دفترچه آزمون فرهنگیان اواخر آذر منتشر میشود
- فرصت شرکت در مرحله تکمیل ظرفیت پنجاهودومین دوره آزمون دستیاری آغاز شد
- ابهام در فراخوان جدید جذب هیأت علمی؛ خلف وعده زمانی مسئولان
- هشدار سازمان سنجش درباره تبلیغات کلاهبرداری رزرو صندلی پزشکی
- اجرای تکمیل ظرفیت در آزمون دستیاری پزشکی ۱۴۰۴؛ ظرفیت پذیرش اعلام شد
- چاپ کاغذی پایاننامهها ممنوع شد
- طرح واگذاری برخی ساختمانهای پیامنور به فرهنگیان به کجا رسید؟
- ابلاغ دستورالعمل جدید برگزاری روز دانشجو/تشکیل ستاد هماهنگی در وزارت علوم
- نتایج آزمون EPT و زمان تعیین سطح زبان پزشکی دانشگاه آزاد اعلام شد
- تغییرات مهم در آییننامه جدید شورای صنفی/ افزایش اختیارات دانشجویان دستیاری و بینالملل
- برخورد قضایی با مقصران پذیرش غیرقانونی پیام نور؛ عودت شهریه به معترضین
- تمهیدات دانشگاه تهران برای اسکان دانشجویان سنواتی
- اشتباهات داوطلبان کنکور برای انتخاب رشته/ چرا تراز نمرات امسال تغییر کرد؟
- ارتقای ۲۰ پلهای دانشگاه شهیدبهشتی در رتبهبندی آسیایی QS ۲۰۲۶
پزشک مجازی، بیمار واقعی

در عصری که دیجیتالیزاسیون، مرزهای ممکن را درنوردیده، وسوسه گسترش آموزش پزشکی به حیطه غیرحضوری و واگذاری آن به بخش غیرانتفاعی، گزینهای به ظاهر اجتنابناپذیر مینماید. این گزاره که "دانشگاه غیرانتفاعی و از راه دور می تواند پزشک تربیت کند"، پرسشی است که پاسخ به آن نه در هیاهوی بازارگرایی آموزشی، که در سکوت جراحی و اضطراب اورژانس نهفته است.
این یادداشت با احترام به ضرورت توسعه آموزش عالی، اما با دغدغهای عمیق نسبت به سرنوشت سلامت ملت، به نقد بنیادین این الگوی خطرناک میپردازد. آموزش پزشکی را نمی توان در قالب بستههای آموزشی دیجیتال یا کلاسهای آنلاین خلاصه کرد؛ این مسیر، خلاف جریان حکمت دیرینه پزشکی است که بر سه پایه "دانش، بینش و مهارت" استوار شده است. آنچه در این مدل جدید قربانی می شود، "مهارت" و "بینش" است، عناصری که تنها در کوره تجربه مستقیم و تعامل رودررو با استاد، بیمار و همکار شکل میگیرد.
نخستین و مبرمترین خطر، کاستی فاجعه بار در حیطه آموزش مهارتهای بالینی و عملی است. پزشکی یک هنر عملی است، نه مجموعهای از اطلاعات تئوریک. تشخیص صدای قلب، لمس یک توده در معاینه شکم، یا کسب مهارت ظریف برای بخیه زدن یک زخم، در هیچ ویدیوی آموزشی با کیفیت ۴K هم قابل انتقال نیست.
این مهارتها نیاز به تمرین مکرر تحت نظارت مستقیم اساتید مجرب در محیطهای شبیه سازی شده (لابراتوارهای مهارتهای بالینی) و سپس در محیط واقعی بیمارستان دارد. دانشجویی که "از راه دور" پزشکی می خواند، چگونه می تواند اولین تزریق خود را زیر نظر استاد انجام دهد؟ چگونه می تواند اضطراب مواجهه با اولین بیمار واقعی خود را در فضای پرکتیس واقعی تجربه کند؟ حذف این مرحله، معادل اعطای گواهینامه رانندگی به کسی است که تنها اپلیکیشن رانندگی را روی تبلت خود تمرین کرده است. نتیجه، فارغ التحصیلانی با اطلاعات کتابخانهای، اما با دستانی لرزان و تجربه صفر خواهد بود که نظام سلامت را با انبوهی از خطاهای پزشکی بالقوه مواجه می سازند.
دومین آفت این سیستم، تضعیف "شایستگیهای حرفهای" یا Professionalism است. پزشکی تنها یک شغل نیست، یک "پیشه" متعالی است که بر پایه اخلاق، مسئولیت پذیری، همدلی و کار تیمی بنا شده است. این ارزشها در دل تعاملات روزمره دانشجو با اساتید به عنوان الگو، با همکلاسیها در پروژههای گروهی، و با بیماران در بخشهای مختلف بیمارستان نهادینه می شود.
دانشجو در راهروها بیمارستان میآموزد که چگونه با خانواده مضطرب بیمار ارتباط برقرار کند، چگونه در تیم درمان با پرستار و بهیار همکاری کند، و چگونه تحت فشار شدید تصمیمهای اخلاقی بگیرد. دانشگاه غیرانتفاعی و از راه دور، با حذف این بستر اجتماعی فرهنگی، پزشکی را به یک رشته فردی و مجازی تقلیل میدهد که در آن، "امتحان دادن" جایگزین "پزشک شدن" میشود. پرورش وجدان حرفهای در فضای آنلاین و غیرمتمرکز، اگر غیرممکن نباشد، بسیار دشوار است.
سومین نگرانی، معضل ذاتی انگیزههای مالی در بخش غیرانتفاعی است. اما واقعیت این است که بقای این مؤسسات وابسته به جذب حداکثری دانشجو و شهریه است. این مدل کسب کار، به طور ذاتی با استانداردهای سختگیرانه و پرهزینه گزینش و آموزش پزشکی در تضاد است.
وسوسه کاهش هزینهها با حذف آزمایشگاههای مجهز، بیمارستانهای آموزشی و اساتید تمام وقت، و همچنین تمایل به قبول کردن دانشجویان با صلاحیتهای پایینتر برای پر کردن صندلی ها، یک تهدید همیشگی است. این امر منجر به ایجاد یک سیستم دومرحلهای خطرناک در آموزش پزشکی کشور میشود: یک سیستم نخبه گرا و استاندارد در دانشگاههای دولتی و یک سیستم بازاری و ضعیف در بخش غیرانتفاعی که به تولید انبوه پزشکان با کیفیت نامشخص میپردازد و شکاف عمیقی در کیفیت خدمات سلامت ایجاد میکند.
در پایان باید پرسید: آیا جامعه ما لیاقت برترینها را در حساسترین حوزه حیات خود، یعنی سلامت، ندارد؟ توسل به مدلهای غیرحضوری و غیرانتفاعی برای رفع کمبود پزشک، مانند درمان یک بیمار مبتلا به سرطان با مسکن است؛ دردی را موقتاً می پوشاند، اما عامل بیماری را تشدید می کند.
راه حل واقعی، نه در کوتاه کردن مسیر آموزش، که در سرمایه گذاری کلان و هوشمندانه بر روی توسعه زیرساختهای آموزشی موجود، افزایش ظرفیت باکیفیت دانشگاههای معتبر دولتی و بهره گیری از تکنولوژی به عنوان مکمل، نه جایگزین، فرآیند آموزش و ایجاد انگیزه برای ورود نخبگان واقعی به رشته پزشکی است. سلامت مردم، عرصه آزمون و خطا و مدلهای اقتصادی ریسک پذیر نیست. پزشک آینده ساز، محصول کتابخانه دیجیتال نیست، بلکه ثمره محیطی زنده، چالشبرانگیز و انسانی است که در آن، علم با وجدان و مهارت درآمیخته شود.
نویسنده: دکتر پوریا عادلی، متخصص رادیوانکولوژی
واکسن آنفلوانزا برای بیماران مبتلا به سرطان؛ چه زمانی و چه نوع واکسنی مناسب است؟
رویکرد پژوهشگران ایرانی برای درمان سرطانهای پیشرفته با هدفگیری ریزمحیط تومور
آیا پزشکی بدترین شغل دنیاست؟
آیا در سرطان پستان Luminal A میتوان رادیوتراپی را حذف کرد؟ نگاهی به نتایج مطالعه LUMINA
آیا فقط بیماران دارای ENE یا حاشیه مثبت به کمورادیوتراپی پس از جراحی نیاز دارند؟