- سابقه خانوادگی سرطان پستان؛ عامل خطر مهم، اما پیشبینیکننده سرنوشت بیماری نیست
- ساکیتوزوماب گوویتکان به همراه پمبرولیزوماب؛ استاندارد جدید درمان خط اول سرطان پستان متاستاتیک؟
- سرطان دیگر بیماری سالمندان نیست؛ چگونه باید با سرطان در جوانان مقابله کرد؟
- درگذشت مریم همتیان؛ چرا سرطان در جوانان در حال افزایش است؟
- درمان سلولی CAR-T در برزیل؛ امید تازه برای بیماران مبتلا به لنفوم مقاوم به درمان
- چشمانداز سرطان تا ۲۰۵۰؛ افزایش ۷۰ درصدی موارد جدید و شکاف نگرانکننده بقا در جهان
- جدیدترین یافتههای علمی درباره HPV در دومین روز سمینار انجمن سرطانهای زنان ایران
- آیا نمونهبرداری باعث پخش شدن سرطان میشود؟ پاسخ علمی به یک باور قدیمی
- چگونه درمانهای هدفمند و ایمونوتراپی چشمانداز سرطان ریه را تغییر دادهاند؟
- درمان هدفمند سرطان تخمدان با SYS6043 نتایج امیدوارکنندهای داشت
- درمان CAR-T در سرطان تخمدان؛ امیدی نو با وجود چالشهای بزرگ
- چرا برخی تستهای HPV مثبت، بعداً منفی میشوند؟
- آغاز زودهنگام ADT، خطر نوتروپنی شدید را در درمان سهگانه سرطان پروستات کاهش میدهد
- پیشبینی دقیقتر بقا در متاستازهای کبدی کولورکتال؛ حجم تومور جایگزین نمرات خطر سنتی میشود
مطالعه MD Anderson امید تازهای برای درمان سرطان تخمدان LGSOC ایجاد کرد
مقاله منتشرشده در تاریخ ۲۹ ژوئن ۲۰۲۶ در مجله معتبر Nature Communications، نتایج یک مطالعه پایلوت را گزارش میکند که میتواند به عنوان نقطه عطفی در مدیریت یکی از چالشبرانگیزترین زیرگروههای نئوپلاسمهای تخمدانی، یعنی کارسینوم سروز با درجه پایین (LGSOC) پیشرفته، محسوب شود.
این مطالعه که توسط تیم پژوهشی به سرپرستی دکتر Lauren P. Cobb در مرکز جامع سرطان MD Anderson در هوستون، تگزاس، و با ثبت کارآزمایی بالینی NCT03531645 بین سپتامبر ۲۰۱۹ تا اکتبر ۲۰۲۱ بر روی ۱۵ بیمار مبتلا به مرحله III یا IV و غیرقابل جراحی انجام شده است، برای نخستین بار به ارزیابی بالینی و مولکولی ترکیب داروی ضداستروژن فولوسترنت (Fulvestrant) و مهارکننده اختصاصی مسیر CDK4/6 یعنی ابماسیلیب (Abemaciclib) در فضای درمان نئوادجوانت پرداخته است.
از آنجا که LGSOC ذاتاً به شیمیدرمانیهای متداول مبتنی بر پلاتین مقاومت نسبی نشان میدهد و نرخ پاسخدهی آن در مطالعات پیشین همین مرکز کمتر از ۱۱ درصد گزارش شده بود، ایده بهرهگیری از شباهتهای بیولوژیک این تومور با سرطان پستان دارای گیرنده هورمونی مثبت، زمینهساز طراحی این رژیم کاملاً بدون شیمیدرمانی شد. هدف این راهبرد آن بود که ضمن کنترل بیماری پیش از جراحی در بیماران با بار توموری بالا، امکان انجام رزکسیون کامل تومور نیز فراهم شود.
بر اساس یافتههای بالینی منتشرشده با تاریخ برش دادهها در آوریل ۲۰۲۴، این استراتژی به نتایجی دست یافته است که در نوع خود بیسابقه به نظر میرسد. نرخ سود بالینی (Clinical Benefit Rate یا CBR) در کل جمعیت مطالعه به ۱۰۰ درصد رسید؛ بهطوریکه یک بیمار (۷ درصد) پاسخ کامل، هشت بیمار (۵۳ درصد) پاسخ نسبی و شش بیمار (۴۰ درصد) بیماری پایدار را تجربه کردند.

یکی از مهمترین دستاوردهای این مطالعه، موفقیت در جراحی سیتورداکتیو میانی بود. از میان ۹ بیماری که تحت عمل جراحی قرار گرفتند، ۷ بیمار (۷۸ درصد) به رزکسیون کامل یا بهینه با باقیمانده توموری کمتر از یک سانتیمتر دست یافتند؛ در حالی که این میزان در مطالعات پیشین مبتنی بر شیمیدرمانی تنها ۳۸ درصد گزارش شده بود.
از نظر پیامدهای بقا، میانه بقای بدون پیشرفت بیماری (PFS) به ۱۶٫۸ ماه رسید و میانه بقای کلی (OS) تا زمان انتشار نتایج هنوز به دست نیامده بود؛ موضوعی که از دوام قابل توجه پاسخهای درمانی حکایت دارد.
این موفقیتها با پروفایل ایمنی مطلوبی نیز همراه بود. شایعترین عوارض مانند اسهال و کمخونی عمدتاً از نوع درجه یک بودند، هیچ موردی از عوارض درجه چهار یا مرگ مرتبط با درمان مشاهده نشد و تنها نوتروپنی درجه سه در ۱۹ درصد بیماران گزارش شد.
از منظر پژوهشهای ترجمهای و زیستشناسی مولکولی، این مطالعه با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته شامل RNA Sequencing، Reverse Phase Proteomics و GeoMx Digital Spatial Profiling (DSP)، افق تازهای را برای شناسایی بیومارکرهای پیشبینیکننده پاسخ درمانی گشود.
نتایج نشان داد بیمارانی که بقای طولانیمدت (بیش از ۱۸ ماه) داشتند، پیش از شروع درمان دارای بیان بالاتر ژن CDK4 به عنوان هدف مستقیم ابماسیلیب و ژن GREB1 به عنوان نشانگر وابستگی شدید به مسیر استروژن بودند. همچنین درمان موجب کاهش چشمگیر مسیرهای تکثیر سلولی، سیگنالینگ MYC و متابولیسم اکسیداتیو (OXPHOS) در این بیماران شد.
در مقابل، بیمارانی که پاسخ کوتاهتری به درمان داشتند، از همان ابتدا الگوی مولکولی متفاوتی نشان میدادند که با انعطافپذیری ردهای تومور و افزایش مسیرهای پاسخ اینترفرونی همراه بود؛ یافتهای که میتواند یکی از مکانیسمهای مقاومت اولیه به درمان محسوب شود.
البته این مطالعه نیز مانند هر پژوهش اولیهای دارای محدودیتهایی است. طراحی تکبازویی، حجم نمونه کوچک و تصمیمگیری بالینی جراح درباره زمان انجام عمل میتواند احتمال بروز سوگیری را افزایش دهد و به همین دلیل، نتایج آن باید در مطالعات بزرگتر تأیید شود.
با وجود این محدودیتها، یافتههای این پژوهش شواهد محکمی برای طراحی کارآزماییهای تصادفیسازیشده فاز سه فراهم کرده است و میتواند زمینهساز تغییر پارادایم درمان LGSOC پیشرفته باشد. اگر نتایج این مطالعات در آینده تأیید شوند، احتمال دارد بیماران مبتلا به این بیماری برای نخستین بار به یک درمان نئوادجوانت مؤثر، ایمن و بدون شیمیدرمانی دسترسی پیدا کنند؛ رویکردی که علاوه بر بهبود کیفیت زندگی، میتواند مسیر زیستی و مولکولی تومور را نیز برای درمانهای بعدی به شکل مطلوبتری تغییر دهد.
اولوموراسیب؛ امید تازه برای درمان سرطان لوزالمعده
درمان سلولی CAR-T در برزیل؛ امید تازه برای بیماران مبتلا به لنفوم مقاوم به درمان
چرا برخی تستهای HPV مثبت، بعداً منفی میشوند؟
اوروانکولوژی در ۲۰۳۰؛ آغاز عصر درمانهای تطبیقی و پزشکی دقیق
سرطان پوست چیست؟ علائم، علل، تشخیص و جدیدترین روشهای درمان سرطان پوست